سخن کسانی که مصلحت را به معنای منفعت دانستهاند قابل تأمل است چون گاهی منفعت بر فرآیند آنی و شخصی اطلاق میشود و همین مساله باعث افتراق بین منفعت از مصلحت است. نسبت بین مصلحت و منفعت عموم و خصوص من وجه خواهد بوده در سورۀ حدید آیه 25 و سوره حج آیه 28 خداوند متعال میفرماید:و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است و در بیان فلسفه حج خداوند متعال میفرماید: لیشهدوا منافع لهم تا شاهد منافع گوناگون خویش باشند.در این دو آیه شریفه آهن و مناسک حج اسباب تحصیل منافع شمرده شدهاند که طبیعتاً أسباب کسب مصالح نیز هستند، بنابراین مصلحت و منفعت اینجا با هم جمع شدهاند در بعضی موارد دیگر منفعت وجود دارد ولی مصلحتی در آن نیست مانند سخن خداوند سبحان در مورد خمر و میسر که فرمود:یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس ای پیامبر، از تو درباره شراب و قمار منفعت دارند ولی در آنها مصلحتی وجود ندارد و گاهی برچیزی مصلحتی مترتب میشود. ولی منفعتی در کار نیست ،مانند مواردی که در قرآن کریم، ضرر را به خدا استناد میدهد و چنین ضررهایی را به مصلحت مردم میداند. مانند و ان یمسسک الله بضرّ فلا کاشف له إلّا هو و اگر خداوند زیانی به تو برساند هیچکس جز او نمیتواند برطرف سازد.قل فمن یملک لکم من الله شیئاً إن اراد بکم ضراً بگو چه کسی میتواند در برابر خداوند از شما دفاع کند هرگاه زیانی برای شما بخواهد و ما هم بضاریّن به من أحد إلا بإذن الله
آنها به هیچکس ضرری نمیرسانند مگر اینکه خداوند اذن دهد از این گونه آیات به دست میآید که ضرر به اذن و اراده و مشیت الهی منسوب شده است.اگرچه در بعضی آیات با إن شرطیه که بر امکان و احتمال دلالت میکند آمده، اما همین آیات دلالت دارد که صدور ضرر از ناحیه خداوند متعال محال نیست و امکان آن وجود دارد اما سر اینکه در این آیات ضرر به خداوند استناد یافته این است که این ضررها بر مصلحت مشتمل است.و این مصلحت را در آیات دیگر تبیین فرمود: چنانچه در سورۀ یونس آیه 12 میفرماید:
و إذا مس الانسان الضر دعانا لجنبه أو قاعداً أو قائماً هنگامی که به انسان زیان رسد ما را در هر حال میخواند چه به پهلو خوابیده باشد یا نشسته یا ایستاده، یعنی چنین مصلحتی (دعانا) در ضرر و ناراحتی وجود دارد در جای دیگر سورۀ انعام آیه 42 تضرع را نتیجه ضراً و سختیها دانسته است:
فأخذنا هم بالباساء و الضراً، لعلهم یتضرعون پس آنها را با شدت و رنج و ناراحتی مواجه ساختیم شاید خضوع کنند و تسلیم شوند.در این آیه ضرر به دلیل مصلحتی که بر آن مترتب است به خدا استناد یافته، أما مفسده هرگز به خدا استناد ندارد چون فرمود: والله لا یحب الفساد چون فساد مورد محبت الهی واقع نمیشود. هرگز او را اراده نمیکند.بنابراین مفسده به خدا نسبت داده نمیشود، پس مفسده و ضرر معادل هم نخواهد بود و مفسده به معنای مضرت نیست و چون مفسده و مضرت مترادف و معادل هم نیستند مقابل آنها یعنی مصلحت و منفعت نیز معادل هم نخواهند بود. بنابراین در آیات مذکور مصلحت وجود دارد ولی منفعت نخواهد بود نتیجه میگیریم که نسبت بین مصلحت و منفعت عموم و خصوص من وجه است.
البته به نظر میرسد اگر بخواهیم رابطۀ مصلحت شرعی و منفعت شرعی را در نظر بگیریم بتوان هر دو را معادل یکدیگر قرار داد یعنی اگرچه در آیۀ مبارکه سورۀ انعام که خداوند متعال فرمودند: فأخذنا هم بالبأساء و الضرّاء لعلهم یتضرعون. ضرر ظاهراً هیچ منفعت معتد به ندارد و لکن منفعت شرعی دارد یعنی بعداً که به سوی خدا بازگشت احساس ضرر نمیکند و بأسا و ضرّاء را پر نفع میبیند و این همان مصلحت شرعی است چرا که مصلحت رنج و ناراحتی خضوع و تسلیم آنان بود. شاهد دیگری که میتواند بیانگر افتراق بین مصلحت و منفعت باشد این است که منافع به دنیایی و آخرتی منقسم میشوند. یعنی منافع دنیایی داریم که نمونه ای از آن در آیات قرآنی گذشت، و منافع آخرتی داریم.مثل دلالت آیۀ شریفه هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم امروز روزی است که راستی راستگویان به آنها سود میبخشد. در مقابل مضار هم به دنیایی و آخرتی تقسیم میشوند که نمونههایی از مضار دنیایی از نظر آیات قرآنی گذشت. بیان مضار آخرتی این است که خداوند متعال مستقیم و بالمطابقه ضرر را به دوزخیان نسبت نداده، بلکه بالاتر از ضرر را که خسران باشد به جهنمیان نسبت داده است. چون آنها در حقیقت فقط ضرر نمیکنند بلکه چون تمام سرمایه را باختهاند ،نفس انسانی که حیات طیبه و انسانیت انسان به آن است را باختهاند، از نظر قرآن دچار خسارت میشوند. الذین خسرو انفسهم فهم لا یومنون کسانی که سرمایههای وجود خویش را از دست دادهاند ایمان نمیآورند این افراد در آخرت دچار خسران آشکار میشوند. خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین هم دنیا و هم آخرت را از دست داده است و این همان خسران آشکار است. پس هم ضرر دنیایی داریم و هم آخرتی.ولی مفسده چنین نیست یعنی چنین تقسیمی برای مفسده درست به نظر نمیآید چون مفسده و فساد آخرتی نداریم. ظرف مفسده فقط دنیا است، اما آخرت که فعل خدا و ظرف ظهور و تجلی نعمتها ؛أسماء و صفات الهی است به فساد نسبت داده نمیشود.چرا که خداوند متعال در سوره مبارکه بقره میفرماید والله لا یحب الفساد چون فساد مورد محبت خداوند واقع نمیشود هرگز او را اراده نمیکند جهنم ظرف ظهور و تجسم مفاسد دنیایی است که به صورت حق آشکار میشود و فساد حق نیست. بنابر این مفسده معادل مضرت نخواهد بود. و مقابلهای آنها یعنی مصلحت و منفعت نیز چنین خواهد بود در نتیجه معنا کردن مصلحت به منفعت، خالی از تسامح نیست. همچنین مرحوم شهیدمطهری(ره)به این تفاوت در کتاب اسلام ومقتضیات زمان اشاره کرده است مساله مصلحت با مسأله منفعت نباید اشتباه شود. مصلحت دائر مدار حقیقت است. مصلحت و حقیقت دو برادر هستند که از یکدیگر جدا نمیشوند مصلحت یعنی رعایت حقیقت را کردن نه رعایت سود خود را کردن که این منفعت است البته اگر مفسده آخرتی را در مقابل مفسده دنیوی به این معنی که فرد گنه کار نتیجه فسادش را در آخرت میبیند اشکالی ندارد ولی بحث ما در عدم نسبت فساد به خداوند متعال است که مفصلا بیان کردیم.
چهره های ماندگار...
ما را در سایت چهره های ماندگار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: جمعی از دانشجویان و ظلاب
بازدید: 580
تاريخ: چهارشنبه
11 بهمن
1391 ساعت: 0:49